به نظر من یکی از دلیلهای عمده بقای جمهوری اسلامی تا کنون، این به اصطلاح “اپوزیسیون” ناکارامد و ناتوان ماست. رفتار بخشی از این آقایان “اصلاح طلب” اسلام پناه یا چپ سابق “استالین پناه”، حتی در خوشبینانهترین انسانها نیز شک و سوظن برمیانگیزد.
برای نمونه، آقای فرخ نگهدار عضو فدائیان خلق، در بیشتر مصاحبههای خود با رسانه ها در صدد پشتیبانی سربسته و تلویحی از جمهوری اسلامی برمیآیند. برای مثال تا سخن از انتخابات غیر آزاد در جمهوری اسلامی میآید میگوید در هیچ جای دنیا انتخابات صدرصد آزاد نیست (برای نمونه، ایشان حتما انتخابات ایران با صفر درصد درجه آزادی را با انتخابات در آمریکا با ۹۹ درصد درجه آزادی قابل مقایسه میدانند!).
آقای سعید رضوی فقیه نیز پس از وقایع عاشورای ۸۸، در BBC فارسی از آقایان موسوی و کروبی تلویحا انتقاد میکنند و از آنها میخواهند که از تظاهرکنندگان فاصله بگیرند!
آقای اکبر گنجی در مقالهای در روزآنلاین با عنوان “آمریکا و اپوزیسیون سازی برای دولت یاغی”، به گونه تلویحی ایجاد یک اپوزیسیون ملی یا دولت در تبعید را ردّ کرده و پیشاپیش عدم تمایل خویش را برای عضویت در چنین اپوزیسیونی منتفی اعلام نموده است. یکی نیست که به ایشان بگوید شما که با جنگ موافق نیستید، با تحریم موافق نیستید، با کنگرهٔ اپوزیسیون در خارج از کشور موافق نیستید، با دفاع تظاهرکنندگان از خود به نام خشونت علیه نیروی انتظامی! موافق نیستید، مخالف سرسخت اسرائیل هم که بحمدالله هستید، پس مشکل شما با جمهوری اسلامی چیست که خود را اپوزیسیون مینامید؟!ً!
منبع مطلب:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر