۱۳۹۱ آبان ۱۷, چهارشنبه

گفتمان چیست؟

گفتمان چیست؟
گفتمان مسلط چطور؟
تاثیر گفتمان در زندگی سیاسی چیست؟
مگر یک گفتمان «سیاسی» مسلط شود چه اتفاقی می افتد؟
چه ارتباطی بین پرسشهای بالا و شورای ملّی ایران هست؟
در فرهنگ عامۀ سیاسی گفتمان به غلط و بیستر به سهو با دیالوگ (dialog)که محاوره و گفتگو هست بدفهمی شده در حالی که گفتمان (discours) معنا و مفهومی به مراتب فراتر و متفاوت با دیالوگ و محاوره دارد.
برای منظور این نوشتار کوتاه من معنی شکلی از فکر کردن و بیان آن را از طریق گفتار با زبان یا نوشتار یا تصویر و غیره را در نظر دارم که گونه ای از گفتمان است. یعنی اینکه ما مفهومی را با حرف زدن، با نوشتن ، با بیان هنری به صورت شعر و موسیقی و سینما و یا روشهای دیگر در مکانهای مختلف و تکرار می کنیم. بدین صورت ما داریم یک گفتمان را پیش می بریم و یا به قولی داریم تلاش می کنیم تا آن گفتمان را مسلط کنیم.
حال می رسیم به پرسش دوم : گفتمان مسلط چیست؟ گفتمان مسلط یعنی همین که در بالا ذکر کردم : یک مفهوم را آنقدر در همه جا تکرار کنیم که در همه جا خود را نشان دهد (در محاورۀ روزمره، در نوشتار، تصویر ، هنر و غیره).
اکنون وقت آنست که ببینیم یک «گفتمان سیاسی» چیست. گفتمان سیاسی یعنی ارتباط دادن تمام جنبه های سیاست روز در جهت ِمشخص و کاربردی (نه صرفا تئورتیک و آکادمیک) . بطور مثال :" ما خواهان یک حکومت «سکولار» هستیم". بیان این مفهوم ِ سکولاریستی یک گفتمان (discours)است و یا : " ما خواهان تعویض حکوت جمهوری اسلامی با یک حکومت سکولار(عرفی) هستیم". این گفتمان ِ «تعویض» مثال دیگری از گفتمان است.
میشل فوکو یکی از سرشناسترین جامعه شناسان و سیاست گذاران و در عین حال تاریخ نگار معاصر که در فلسفه هم بسیار توانا است، تعریفی بسیار جالبی در فهم گفتمان دارد که اینجا به درد ما می خورد. فوکو می گوید : "گفتمان یک ثروت است" . کسی که گفتمانی را تصاحب می کند و آن را جا می اندازد ، غنی و صاحب ثروت شده ! چه چیزی از این بهتر؟ پس اگر بتوانیم یک گفتمان و بخصوص یک گفتمان سیاسی را را جا بیندازیم و یا به قول "استخوانداران و شناسنامه داران ِسیاسی " آنرا مسلط کنیم ، خود را غنی کرده ایم(اینجا منظور غنی سازی احمدینژادی و کیک زردی نیست).
خلاصه اینکه اگر یک گفتمان مسلط بشود هر جا بروی آنرا حس می کنی، آنرا می شنوی، آنرا می بینی و نهایتا نمی توانی آنرا انکار کنی. اینجا بحث بر سر درست یا غلط بودن این گفتمان نیست بلکه صرفا توصیف و شناساندن ساختار یک گفتمان است. برای ملموس شدن یک مثال بزنم: پس از ۲۸ مرداد ۳۲ در فضای سیاسی و روشنفکری مخالفین و تا حدودی حتی موافقین حکومت پهلوی دوم گفتمان  مسلط ِسیاسی «عدم مشروعیت حکوت ایران» بود. تکرار می کنم اینجا صحبت از درست بودن ِاین گفتمان نیست بلکه صحبت از بود و نبود آن است و مسلط بودن آن.
وقتی که یک گفتمان مسلط می شود ، شدیدا بقیۀ امور مربوط به آن حوزۀ گفتمانی تحت تاثیر قرار می گیرند . مثلا اگر حکومت پهلوی دوم بهترین کارهای دنیا را انجام می داد که اینطور هم بود، اما در گفتمان ِمسلط ِ "نا مشروع بودن" حکومت او محترم شمرده نمی شد و به آن ارج نمی گذاشتند.
شاید اگر کمی عمیقتر به این معنا که برشمردم فکر کنید، شاید علل (بی دلیل بودن) "انقلاب شکوهمند اسلامی" را درک کنید. خیلی ساده، گفتمان مسلط سرنگونی و براندازی آن حکومت بود. مثلا روشنفکران متهور این گفتمان شده بودند .دلیل و منطق نمی خواست ، اینکه رهبران مرتجع ترین دایناسورهای مذهبی باشند هم اصلا مهم نبود. گفتمان مسلط اینها این بود: ما سرنگونی می خواهیم! کوچکترین نرمشی در مقابل اصلاحات شاه نشان نمی دادند . حتی بزرگترین شانس اصلاح طلبی آنزمان یعنی حکومت بختیار را هم پس زدند. اینست که تاثیر یک گفتمان مسلط که در آن هنگام سرنگونی حکومت پهلوی بود، بدون فکر کردن به عوارض و عواقب آنچه شد و آنچه باید می شد . چاره و گریزی نبود، این گفتمان مدتها بود که مسلط شده بود.
تا به اینجا تعاریفی ابتدایی و بیان موجزی از زبان یک ایرانی شلاق خورده از روزگار بود ، چراکه  می خواهم آنرا به «شورای ملی ایران» و بخصوص شخص رضا پهلوی ، شاهزاده ای که نسل امروز ایران بخصوص نسل جوان آن نگاه کینه توزانه را به او ندارند که هیچ بسیار مورد احترام بسیاری از آنها هم هست.
حرکت اخیر شاهزاده رضا پهلوی و پشتیبانی ایشان از شورای ملی ایران مرا به بیان این نوشتار کشاند و این مقدمات را خواندید. به عنوان یک نامه به شخص ایشان و در ثانی به عنوان یک پیشنهاد به شورای ملی ایران و کمیته موقت است که می خواهم بیان کنم که :
ما به عنوان مردم ایران برای نجات خود از دست این حکومت جهل و جنون و عقب افتاده آیا احتیاج به مسلط کردن گفتمان ِتعویض ِ این حکومت را داریم یا نه؟ آیا در فضای سیاسی ایران این گفتمان مسلط شده است یا نه؟ آیا گفتمان مسلط ایران(منظورم گفتمان سیاسی است) زیر سلطۀ تعویض و سرنگونی است یا اصلاحات؟ اگر گفتمان مسلط ایران تعویض است ، بروز عینی آن کجاست؟
اگر جواب بلی است ، چگونه سی و اندی سال این گفتمان مسلط یا حداقل مسلط شده نمی تواند باعث اتحاد نیروهای تعویض طلب باشد؟ آیا فکر نمی کنید که اولین گام باید جا انداختن این باشد که این حکومت باید تعویض شود؟
بدون جا افتادن و مسلط شدن این گفتمان، این«باید» آب در هاون کوبیدن است . چطور می توان نیروهای سیاسی را که هنوز در بیان یا در باطن معتقد به بقای این حکومت و اصلاح آن هستند را در یک شورای ملی گرد هم آورد؟ تنها باید نگاهی سطحی به باطن سبزها ، جنبش سبزی ها ، نیروهای جمهوری خواه (به اصطلاح اتحاد جمهوری خواهان) انداخت .
شاهزادۀ عزیز و گرامی ، به نظر من تنها کاری که بیشترین ثروت را به نیروهای مخالف جمهوری اسلامی می دهد گفتمان سازی و گفتمان تعویض را جا انداختن و مسلط کردن است .
من خود از امضا کنندگان و امیدواران این حرکت هستم که به نام شورای ملی ایران مطرح شده. با بیان این نظریات عزم من این است که به شما و شورا این پیشنهاد را بدهم و پرسش را کنم که آیا این تسلط سازی در دستور هست یا نه؟ اگر نیست پیشنهاد می کنم که قرار داده شود .
 اگر نیست و فقط در پیشبرد یک راهکار انتخابی است ، سرنوشتی چون دیگر اقدامات خارج از «گفتمان مسلط» دچار خواهد شد که حافظۀ ما پر است از آنها!
در درجۀ اول از شخص شاهزاده و در درج دوم از اندیشمندان انتظار جواب دارم.
این داستان ادامه دارد...
یک دهاتی از قطب شمال                                                    ۶ نوامبر ۲۰۱۲

۱۳۹۱ آبان ۱۵, دوشنبه

توپخانۀ مجازی جمهوری اسلامی

مدتها بوده که یک انتظار دارد منرا اذیت می کند و آن انتظار چه بوده ، بگذارید اول یک دیدگاه را گفته و بعد داستان آن انتظار را!؟!
از یک منظر، دعوای سیاسی- اجتماعی کنونی ایران چیزی نیست مگر دعوای سنت و مدرنیته و یا اگر گسترش دهم ، دعوایی بین تفکر ملت- دولت برعلیه امت- امامت یا اگر عامیانه تر بگویم دعوای بین نظام و سیستم گذشته حاکم بر ایران قبل از "انقلاب شکوهمند" و بعد از انقلاب شکوهمند یعنی جمهوری اسلامی و نظام گذشته.
از هنگامی که رضا پهلوی پسر ارشد محمد رضا شاه در یک اقدام کاملا غیر متقربه از نظر احزاب و "جریانات شناسنامه دار" و "استخواندار" قدیم ، اقدام یک رونمایی از یک حرکت جدید و تا حدودی تشکیلات جدید کرد ، با توجه به سابقۀ سیاسی معاصر ایران و شکست استراتژیک و حتی تاکتیکی ِجمهوری اسلامی در بیان خواست مطالبات مردم ایران داشته. انتظار من این بود که ،که این حرکت جدید (شورای ملی ایران) مورد حملۀ نیروهای نظام جایگزین ِنظام گذشته قرار بگیرد و تا حدودی هم تلاش خود را کردند و در حال تلاش هم هستند اما آن انتظار که در آغاز این مقوله بیان کردم "آغاز آتشباری توپخانۀ جمهوری اسلامی" است که در آغاز با “proxy-war” شروع شد و در نهایت باید علنی می شد. این توپخانه دست گرمی و حرکات آغازین خود را اکنون با این فیلم کوتاه و اقدام به خیال خود "پیچیده" نشان داد اما. اما باید به آنها گفت که آنچه محتوم است آغاز پایان شماست که از صبح بیست و دوی بهمن ِپنجاه و هفت شروع شد و آنچه آغاز آن است ، یک نظام مردم سالار و پاسخگو می باشد.
دوستانی که تلاش کردید این حرکت مخرب «سازمان رستاخیز نوین» را سامان دهید، سخت در اشتباه هستید چرا که بر خلاف تاریخ در حرکتی بس ساده لوحانه هستید . به قول ضرب المثل زیبای فارسی خودمان که می گوید : از این نمد مالی فقط هن و هن آن برای شما باقی خواهد ماند.
توپخانه را فراموش کنید و تسلیم خواست بر حق هم وطنان خود شوید.
این داستان ادامه خواهد داشت!
"یک دهاتی از قطب شمال"
 http://www.youtube.com/watch?v=m6cW5yoOup4&feature=player_embedded

۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

دایۀ داغتر از مادر

دایۀ داغتر از مادر در فرهنگ ما بار منفی دارد و به کسانی نسبت داده می شود که دربارۀ شخصی و یا ایده ئولوژی  خاصی آنقدر تند روانه دفاع می کنند که حتی خود آن شخص و یا طرفداران آن ایده ئولوژی را نیز مشمئز می کنند.
در جریانات سیاسی ما دایه های داغتر از مادر بسیارند و زیاده روی نکرده ام اگر بگویم که همینها به اوپوزیسیون ایرانی تا امروز لطمه زده اند و موجبات کم یا بی ارزش شدن جریانات اندیشه ای و سیاسی را فراهم آورده اند. بطور مثال به آنهایی که خود را خردگرا می نامند توجه کنید! اینها آنقدر در نفی دین و ستیز با آن زیاده روی می کنند که ناگهان کنترل از دستشان در می رود و هر مسلمان و یا دین داری را جنایتکار می نامند حتی اگر آن مسلمان مادر بزرگ پیر خودشان باشد.
جناح های سیاسی هم دایه های داغتر از مادر بسیار دارند. چپهای سنتی سابق که از زیر عبای خمینی «دالّی» می کردند تا همین امروز به انقلاب شکوهمند می بالند و با غرور از آن یاد می کنند در حالی که حالا همه نتیجه رسیده ایم آن انقلاب چه فاجعه ای بود . اینها اینقدر چپ هستند که با ذهنیت چپه شده نمی توانند واقعیت را ببینند و با این مرغشان که یک پا دارد به اندیشه چپ ایران لطمه می زنند.
مثال دیگر جاوید شاه گویان تند رو هستند که آنقدر دایۀ داغتر از مادر هستند که هر کس مطرح کند که اشباهاتی هم آن زمانها بود او را به باد دشنام می گیرند ، او را خائن خطاب می کنند و اگر دستشان برسد پوست از کله آن بینوا که ممکن است خودش هم هوادار نظام پادشاهی باشد ، می کَنند.
خلاصه اینکه مثال ها در این مورد بسیارند و در همه ایده ئولوژی های ما رخنه کرده اند و به سختی می شود آنها را متقاعد کرد که با این روش رسیدن به اتحادی ملّی برای رسیدن به ایرانی آزاد غیر ممکن است. دایه های داغتر از مادر حاضر نیستند تا یک قدم بسوی دیگر آزادیخواهان بردارند چون به گمان آنها مخالف عقیدتی آنها می خواهد «فرزند خوانده» آنها را برباید و آنرا سر به نیست کند غافل از اینکه عزیزترین چیزی که می توانیم داشته باشیم ایده ئولوژی ما نیست بلکه آزادی و میهمنی سرافراز است که می تواند بستری برای پیشرفت همه ما با تمام اندیشه های گوناگونمان باشد.
نسل جدید مبارز ایرانی از هر رنگ ِاندیشه ای، آغاز به دست رد زدن به سینه دایۀ داغتر از مادر کرده و بیزار از کشمکشهای دشمن شاد کن به دنبال آن گروهی از پرچمداران راه آزادی هست که همه افکار برای مبارزه با دژخیم واقعی در آن بگنجد و به گمانم که بزودی شاهد پیدایش این گروه خواهیم بود.

۱۳۹۱ فروردین ۱, سه‌شنبه

۲۹ اسفند ماه و صنعت نفت و گاز در ایران

در ۲۹ اسفند ماه  ۱۳۹۰ شاهزاده رضا پهلوی پیامی در رابطه با ملی شدن صنعت نفت در وبگاه رسمیشان و در سایت بلاترین به هم میهنان ارائه کردند که مانند همه پیامهای ایشان مورد توجه قرار گرفت.
در این نوشتار ایشان به فشرده تاریخی از این واقعه مهم و پیشرفتهایی که پس از آن، این صنعت در کشورمان داشت و سیر سعودی اقتصاد ناشی از آن را اشاره کردند که این واقعیتها بر هیچکس پنهان نیست. در آن زمان که استعمار بیگانه بر منابع سرشار نفت و گاز ایران چنگ انداخته بود ، چه بسا که این حرکت تاریخی بهترین گزینه آن زمان می بود تا کشورمان در مسیر استقلال گام نهد . حال با نگاه امروزی آیا این امر به نفع یا به ضرر ما تمام شد با توجه به پیشرفت علم و آگاهی اقتصادی بسیار مورد بحث قرار گرفته و هنوز هم جای صحبت دارد.
مهمتر از آن وضعیت کنونی صنعت نفت و گاز در کشورمان است که شاهزاده رضا پهلوی بخوبی در نوشته شان به آن اشاره کردند. همه بخوبی می دانیم که حوزه های نفت و گاز به صورت معمول مشترک هستند و همسایگان ما همچنان با قدرت در حال استخراج منابع هستند و درآمدهای ناشی از آن با در نظر گرفتن پیشرفتهای اقتصادی آنها، بخوبی مشاهده می شود. حال بی کفایتی رژیم جنایتکاران ِ سود جو حاکم بر کشورمان موجب ان شده تا توانایی استفاده از این منابع کم شود و ضرر آن به طور مستقیم متوجه میهنمان و مردمان شریفش شود. در این حین ، ایرانی که به سوی یک اقتصاد تولیدی می رفت همچنان تک محصولی بماند و حتی آنچیزهایی که در حال تبدیل به در آمد می بودند( از قبیل صنعت کشاورزی) امروزه نه تنها از بین رفته اند ، بلکه الزام واردات آنچیزهایی که روزگاری ما تولید و صادر کننده آن بودیم اقتصاد کشور را به ورطه نابودی کشانده واز راه دلالی فقط موجب سودهای مقطعی و کلان به نفع آقازاده ها و مافیای قدرت شود.
پیام شاهزاده پهلوی را می توانید در لینک زیر مشاهده کنید :

سالهای انتظار نشان دادند که نظام جمهوری اسلامی نه از نظر سیاسی ، نه فرهنگی و نه اقتصادی به سود ایران و ایرانیان بوده و امید به اصلاح پذیر بودن آن نیز بیهوده بوده است . بنابر این در این آغاز سال نوی ۱۳۹۱ خورشیدی ضمن آرزوی اتحاد همه نیروهای حقیقی مبارز ِ اوپوزیسیون و آزادی میهنمان از چنگال دژخیم مذهبی ، فرا رسیدن نوروز ایرانی را به همه هم میهنان تبریک می گوییم.
نورزتان پیروز
ایران چه خبر

۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

رفراندوم، رفراندوم این است شعار مردم


۲۵ بهمن روزی است که در طول تاریخ معاصر ایران روزی است که بیاد آور وقایع بسیار است ولی این روز را آزادیخواهان ایرانی به روزی حماسی تبدیل کردند.
جنبش سبز ایران که شامل همه طیفهای سیاسی و اقشار می شد، سال گذشته (۱۳۸۹) در این روز برای رساندن صدای اعتراض خود به تظاهراتی آرام و بدون خشونت پرداختند که پس از ساعاتی با حمله مزدوران لباس شخصی و اونیفرم پوش ِ نظام ملایان به خشونت کشیده شد.   
به این مناسبت خاطره دو فرزند ایرانزمین محمد مختاری  صانع ژاله و دیگر جانباختگان راه آزادی را گرامی داشته به همه خانواده های داغدار که عزیزی را برای آرمان آزادیخواهی از دست داده اند خاطرنشان می کنیم که در ادامه راه آنها تا روز پیروزی از پای نخواهیم نشست.
آنطور که سرباز وطن ، رضا پهلوی بدرستی اشاره کردند ما هم همزبان با هم میهنانمان فریاد میزنیم:

۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

نمایش یا انتخابات؟

            شعبده بازان عمامه به سر باز هم در صدد نمایشی هستند تا بتوانند یک بار دیگر تماشاچی ِایرانی را که به گمان خودشان بارها مسحور کرده اند، دوباره فریب دهند.
            اگر تا انتصابات  خرداد ماه 1388 بخشی از مردم شریف ایران امید این را داشتند که این نظام را شاید بشود «اصلاح» کرد، الآن دیگر هیچکس باور نمی کند که رژیم اصلاح پذیر باشد تا جایی که حتی بزرگان اصلاحات هم شرکت در این نمایش را که نامش را انتخابات نامیده اند تحریم کرده اند. آیا می توان حرفهای علی خامنه ای را آنروزها فراموش کرد که دهان به تهدید آنهایی باز کرد که رایشان را پایمال کرده بود؟ آیا می توان جنایتهای خیابانی ، تجاوز در زندانها ،سرکوب و اعدام ناراضیان از این جریانات وحتی به بند کشیدن سران سبز را فراموش کرد؟
            قبل از انتخابات انتصابی ِ 1388 با وجود تجربه های تلخ گذشته بحثهایی در راستای انتخاب بین بد و بدتر در جریان بود ولی پس از آن همگان به این نتیجه رسیدند که در نظام آخوندی قبول بدتر الزامی است و شرکت در نمایش این جنایت پیشگان تنها می تواند مصرف خارجی برای رژیم داشته باشد تا دهان جهانیان را در مقابل عدم مشروعیت خود در داخل را ببندند.
            در نظام این ضحاکان ِتاریخ ِایران رای مردم نه تنها عاری از اعتبار است بلکه شرکت در این نمایش انتخاباتی چیزی نیست بجز پایمال کردن حق آنهایی که صدای اعتراضشان در زندانها خفه می شود و خیانت به خونهایی است که در راه آزادی ایران و احقاق دموکراسی ریخته شده اند.
            هم اکنون زمان آنست که با گذشتن از قانون اساسی حکومت دینی چیره بر میهنمان و آغاز یک نافرمانی مدنی، راه را برای رسیدن به مقصد مشترکمان یعنی داشتن ایرانی آزاد و سربلند هموار کنیم. در این راستا می توان تا روز موعود که انتخاباتی است آزاد ، با هر اندیشه و سلیقه سیاسی که هستیم در کنار هم به اتحادی ایرانی برسیم و حق رایمان را تا روزی که ارزش واقعیش را پیدا کند محفوظ نگه داریم.
                 شاهزاده رضا پهلوی آخرین نوشته شان را اینگونه پایان داده اند و ما به آن معتقدیم:  
انتخاب آزاد برای ایران آزاد

۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

رضا پهلوی گزارشی از جنایات علیه بشریت رژیم ایران را منتشر کرد

رضا پهلوی، طی‌ یک نامه و گزارشی کامل ،از شورای امنیت سازمان ملل متحد ،در دادگاه کیفری ،خواستارِ برپایی دادگاهی‌ جنایی برای خامنه‌ای است.
آقای رضا پهلوی طی‌ گزارشی کامل از جنایت بشری , نقض مستمرِ حقوق بشر رژیم ایران و ارسال آن به تمام اعضای شورای امنیت ، به عهدش وفا کرد. به دنبال ارسال این مدارک ، سران دولت‌های مربوطه ،از جمله نیکولا سارکوزی ، خبر گزاری‌های ویژه اکسپرس و فرانس اینفو را فرا خواندند . آقای پهلوی ،طبقِ ماده هفتم اساس نامه رم ،خواستارِ یک بازجویی ویژه برای شخص خامنه‌ای و جنایت ضدِ بشریش ، می‌باشد . همچنین ، در این نامه به تقلبی که در انتخابات احمدی نژاد صورت گرفت ،اشاره شده و باز هم شخص خامنه‌ای را به عنوان قدرتِ اول در سیستم ساختاری رژیم ایران ،مسولِ تمام جنایت و مسائل اتفاق افتاده معرفی‌ کرده است.
http://iranglobal.info/v2/node/1865

آیا اپوزیسیون قلابی عامل اصلی‌ برپا ماندن جمهوری اسلامی است؟

ژانویه 21, 2012
به نظر من یکی‌ از دلیل‌های عمده بقای جمهوری اسلامی تا کنون، این به اصطلاح “اپوزیسیون” ناکارامد و ناتوان ماست. رفتار بخشی از این آقایان “اصلاح طلب” اسلام پناه یا چپ سابق “استالین پناه”، حتی در خوش‌بینانه‌ترین انسان‌ها نیز شک و سوظن بر‌می‌انگیزد.
برای نمونه، آقای فرخ نگهدار عضو فدائیان خلق، در بیشتر مصاحبه‌های خود با رسانه ها در صدد پشتیبانی سربسته و تلویحی از جمهوری اسلامی بر‌می‌آیند. برای مثال تا سخن از انتخابات غیر آزاد در جمهوری اسلامی می‌‌آید میگوید در هیچ جای دنیا انتخابات صدرصد آزاد نیست (برای نمونه، ایشان حتما انتخابات ایران با صفر درصد درجه آزادی را با انتخابات در آمریکا با ۹۹ درصد درجه آزادی قابل مقایسه می‌دانند!).
آقای سعید رضوی فقیه نیز پس از وقایع عاشورای ۸۸، در BBC فارسی از آقایان موسوی و کروبی تلویحا انتقاد می‌‌کنند و از آنها می‌‌خواهند که از تظاهر‌کنندگان فاصله بگیرند!
آقای اکبر گنجی در مقاله‌ای در روزآنلاین با عنوان “آمریکا و اپوزیسیون سازی برای دولت یاغی”، به گونه تلویحی ایجاد یک اپوزیسیون ملی‌ یا دولت در تبعید را ردّ کرده و پیشاپیش عدم تمایل خویش را برای عضویت در چنین اپوزیسیونی منتفی اعلام نموده است. یکی‌ نیست که به ایشان بگوید شما که با جنگ موافق نیستید، با تحریم موافق نیستید، با کنگرهٔ اپوزیسیون در خارج از کشور موافق نیستید، با دفاع تظاهرکنندگان از خود به نام خشونت علیه نیروی انتظامی! موافق نیستید، مخالف سرسخت اسرائیل هم که بحمدالله هستید، پس مشکل شما با جمهوری اسلامی چیست که خود را اپوزیسیون می‌نامید؟!ً!

منبع مطلب:

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

نابودي ثبت جهاني طاق بستان کرمانشاه و نقش جهان اصفهان توسط يونسکو به


مشروح مطلب :


نابودي انسانيت در جمهوري اسلامي با اعدام هاي فله اي و خودسرانه. شکنجه و بازداشت هاي غير قانوني و انتقام جويانه و وضعيت معيشتي و اقتصادي شهروندان ايراني و افزايش جرم و جنايت و بالارفتن امار زندان ها  يک سوي سکه بي مبالاتي ها و کوتاهي هاي مسولين جمهوري اسلامي است و نابودي عمدي  آثار باستاني و ميراث فرهنگي نيز يک سوي ديگر سکه بي توجهي مسوليني که بويي از تاريخ نمي برند.

در هفته آينده سرنوشت دو اثر تاريخي ايران زمين توسط يونسکو مشخص خواهد شد. آيا طاق بستان کرمانشاه ثبت جهاني خواهد شد و آيا قش جهان اصفهان از ثبت جهاني اش توسط يونسکو خارج خواهد گشت؟

هفته آينده. روزهاي سرنوشت سازي را براي دو آثار تاريخي جهاني داريم که اگر توجه جدي نشود. يونسکو تهديدهاي خود را به مرحله اجرا خواهد گذاشت.

طاق بستان کرمانشاه

چند روز دگر قرار است مسول پرونده ثبت جهاني طاق بستان کرمانشاه به ايران سفر نمايد تا ضمن  بازديد از محوطه اين اثر تاريخي و ماندگار به بررسي ثبت جهاني آن بپردازد.  اما ثبت جهاني اين اثر تاريخي منوط به شرايطي خاص است. نصب بدون کارشناسي دو گنبد بر روي ساختمان امام زاده ابراهيم امکان ثبت جهاني اين اثر تاريخي را ميسور نخواهد کرد. اختلاف هاي به وجود آمده بين سازمان اوقاف استان کرمانشاه به دليل نصب گنبد ها و نيز سازمان ميراث فرهنگي در رفع ابهامات به وجود امده، شرايط ثبت جهاني اين اثر تاريخي را دستخوش کوته فکري و سهل انگاري مسوولين کرده است.  حسين راعي معاونت ميراث فرهنگي اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان کرمانشاه در گفتگو با کرمانشاه پست درباره نتيجه تلاش هاي اين سازمان در قبال ابهامات و پاسخ به افکار عمومي کرمانشاه گفت : به شکل رسمي و از طريق کارگروه گردشگري که هر ماه با حضور استاندار برگزار مي شود پيگير ماجرا هستيم و نتيجه اين است : کار متوقف شده اما اگر کوتاه سازي ارتفاع گنبد انجام نشود قطعاً و يقيناً ثبت جهاني طاق بستان دچار مشکل مي شود. مسئول پرونده ثبت جهاني سازمان ميراث فرهنگي طاق بستان به کرمانشاه مي آيد و اگر کوتاه سازي انجام نشود  قطعاً آسيب مي بينيم .
مشکل اينجاست که سازمان اوقاف اجازه  برداشتن دو گنبد ساخته شده غير قانوني را به ميراث فرهنگي نمي دهد و اين عمل را يک عمل سياسي و غير مذهبي تلقي مي کند. اين در حالي است که در گذشته براي ثبت جهاني بيستون ارتفاع امامزاده محمد باقر کوتاه گرديد و باعث شد مسوولين يونسکو اين اثر تاريخي را به ثبت برسانند .

نقش جهان اصفهان

از زمان تعديل نهايي برج جهان نماي اصفهان تنها دو روز باقي مانده است، دو روز ديگر مسولين يونسکو به ايران سفر نموده تا سرنوشت نقش جهان نماي اصفهان را روشن کنند. اين در حالي است که  هنوز خبري از تخريب در اسکلت باقيمانده ديده نمي‌شود. در اين ميان شهرداري اصفهان به عنوان مجري تعديل اين برج هنوز هيچ برنامه مشخصي را براي زمان اين کار اعلام نکرده و باوجود تاکيد بر اينکه تنها دو روز تا مهلت تعيين‌شده از سوي يونسکو باقي است هر مسوولي پاسخ را به ديگري واگذار مي‌کند.  سميه آخشي در گزارشي که در اين مورد تهيه و در روزنامه شوق منتشر کرده است مي نويشند: ماجرا اين است که پس از کشمکش‌هاي 15ساله شهرداري و ميراث فرهنگي براي تعديل برج جهان‌نما که به علت ارتفاع در منظر ميدان تاريخي نقش جهان قرار گرفته بود و تهديد يونسکو براي حذف نام اين ميدان از فهرست آثار جهاني ثبت شده، سرانجام برج جهان‌نما در دو مرحله در سال‌هاي 84 و 89 تعديل شد ولي اين عمليات کامل صورت نگرفت و چندين دال بتني از طبقات تخريب‌شده باقي ماند که قرار شد آنها نيز به سرعت تخريب شود، ولي حالا با گذشت يک سال از آخرين تعديل صورت‌گرفته کار به جايي رسيده که باز هم در دقيقه 90 شاهديم که اين اسکلت باقيمانده مي‌رود که دوباره دردسرساز شود. علويان‌صدر معاون ميراث فرهنگي هفته‌هاي گذشته بود که با حضور در اصفهان در جلسه‌اي اين مساله را گوشزد کرده و گفته بود: تا پايان دي‌ماه بايد اين اسکلت‌ها و ستون‌هاي باقيمانده بتني هم تخريب شود چرا که در غير اين صورت همه اقدامات صورت‌گرفته تا اين مرحله بي‌فايده خواهد بود و ميدان نقش جهان در فهرست آثار در معرض خطر يونسکو قرار مي‌گيرد. حالا با وجود آنکه در آن جلسه مقرر شده بود که اين مساله در اولويت کار شهرداري و استانداري اصفهان قرار بگيرد، هنوز مسوولان شهرداري اصفهان به عنوان مجريان اين طرح هيچ زماني را براي اين اقدام اعلام نمي‌کنند. احسان حسام‌نژاد معاون مالي شهرداري اصفهان که مسووليت بودجه‌بندي و اعلام برنامه‌ريزي اين اقدام را بر عهده دارد، عنوان مي‌کند: مسووليت ما در اين حوزه تنها يک ابلاغ به معاونت عمراني شهرداري بود که اين کار را کتبا در هفته گذشته انجام داديم ولي بحث‌هاي بودجه‌بندي و زمانبندي طرح در حوزه وظايف ما نيست. اين در حالي است که در تماسي ديگر که با معاون عمراني شهرداري اصفهان براي اعلام زمان تعديل اين برج داشتيم دکتر قاري قرآن ضمن ابراز بي‌اطلاعي از عمليات اجرايي و زمان اجراي اين طرح تاکيد دارد که اين امر در حوزه وظايف معاونت مالي است و ما تنها طبق اعلام اين معاونت اقدام به تخريب هر نقطه‌اي از اين برج که گفته شود خواهيم کرد! به گفته وي فعلا تنها يک صحبت شفاهي راجع به اين کار صورت گرفته و قرار شده امروز بخشي از کوتاه‌سازي جهان‌نما انجام شود ولي اينکه چه ميزان و کدام بخش‌ها، هنوز مشخص نيست. نکته جالب اينجاست که وقتي از اين مسوولان درباره اهميت کار و اينکه اگر در فرصت باقيمانده برج تعديل نشود چه کسي بايد پاسخگو باشد، مي‌پرسيم عنوان مي‌کنند که بايد مسوولان حوزه‌هاي بالاتر پاسخگو باشند و ما در جريان اين امور نيستيم. البته برخي اظهارنظر‌ها نشان مي‌دهد که شايد علت اصلي اين تعلل و به نوعي پاس‌کاري‌هاي سازمان‌ها بودجه اين کار باشد. قرار بود بودجه دو ميلياردي براي تعديل فاز سوم برج جهان‌نما از سوي استانداري اصفهان و نهاد رياست‌جمهوري اختصاص يابد. اين در حالي است که به گفته جمال‌الدين صمصام شريعت معاون عمراني استاندار اصفهان از سوي استانداري و سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان بايد جمعا دو ميليارد تومان به حساب شهرداري اصفهان براي اجراي اين طرح واريز مي‌شد که سازمان ميراث فرهنگي دو سال پيش به وعده خود عمل و مبلغ يک ميليارد تومان خود را پرداخت کرد. استاندار اصفهان هم دستور پرداخت يک ميليارد تومان به شهرداري براي کوتاه کردن ستون‌هاي برج جهان‌نما را صادر کرده است. باوجود اين اظهار نظر عباس حاج‌رسولي‌ها رييس شوراي اسلامي شهر اصفهان بيش از دو هفته گذشته از عدم پرداخت هزينه تعديل جهان‌نما از سوي دولت انتقاد کرده و گفته بود: هنوز دو ميليارد تومان هزينه تعديل جهان‌نما پرداخت نشده است. مسوولان شهرداري اصفهان نيز ديروز در پاسخ به اينکه آيا هزينه دو ميليارد تومان تعديل جهان‌نما به شهرداري اختصاص يافته يا خير، عنوان کردند که هنوز اين بودجه داده نشده است. با وجود همه اين نگراني‌ها و اظهارات متناقض مسوولان که بيانگر نبود برنامه‌اي جدي براي تعديل جهان‌نماست، محسن مصلحي سرپرست سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان معتقد است در جلسه‌اي که با حضور همه مسوولان ذي‌ربط در استانداري اصفهان تشکيل شد، معاون عمراني استانداري دستور اين تعديل را صادر کرد و مطمئنا با همه اين حرف‌ها در فرصت باقي‌مانده عمليات تخريب اسکلت بتني صورت مي‌گيرد چرا که استانداري فصل‌الخطاب همه ارگان‌ها در استان است. وي در پاسخ به اينکه در صورت پايان مهلت تعيين‌شده و انجام نگرفتن عمليات تخريب جهان‌نما چه نهادي پاسخگوست نيز اطمينان داد که اين امر ختم به خير مي‌شود. وي همچنين ابراز نگراني کرد که با وجود پرونده ثبت جهاني مسجد جامع و بحث پرونده محور تاريخي اصفهان اگر کوچک‌ترين اشتباهي را مرتکب شويم بر روند اين پرونده‌ها نيز تاثير منفي خواهد گذاشت. علاوه بر اين همه تهديدهاي قبلي يونسکو براي حذف ميدان نقش جهان از فهرست آثار ثبت‌شده جهاني دوباره تکرار خواهد شد.

حال با اين تفاصيل چه کسي مسول است؟ .... براي مسولين جمهوري اسلامي صرفا پر کردن جيب خو و اطافيان خود و سرکوب شهروندان ايراني مهم تر از ميراث فرهنگي ماست....

۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

بنی صدر معنای واقعی اسلام ناب محمدی را رساند : خاندان پهلوی خائن و دست نشانده هستند!


با یک نظر کوتاه به همهٔ وقایعی که در حال اتفاق افتادن هستند به خوبی‌ میشود متوجه شد که در دورهٔ حساسی از تاریخِ کشور هستیم . به هم ریختگی و از هم پاشیدگی یه نظامِ پولی‌ و مالی و بنیادِ اقتصادی کشور به علت نادانی و بی‌ عرضگی و فسادِ متصدیان آن در کنار خطرِ حملهٔ نظامی با علم بر این که نظامِ جمهوریِ اسلامی نه تنها مخالفِ جنگ و متلاشی شدنِ ایران نیست بلکه بقای خود را در آن می‌بیند و همواره چشم‌ها را بسته و بر طبل جنگ و ناآرامی میکوبد.

در این میان تنها دلسوزان و عاشقانِ ایران هستند که میتوانند با نزدیک شدن و برداشتن گامهای واقعی‌ به سو‌ی اتحاد راهی‌ برای نجاتِ ایران بیابند . و از این روست که تضعیف و کوبیدنِ یکدیگر در این موقعیتِ حساس عملی‌ است بس بی‌ خردانه.

بسیار متاسف و متعجب شدم زمانی‌ که مقالهٔ آقای بنی صدر را در نشریه جمهوری اسلامی مبنی بر خیانت و دست نشانده بودنِ رضا پهلوی خواندم و متحیر شدم از این که شخصی‌ سیاسی در این شرایطی با نوشته‌ای بی‌ سند و دروغ خواسته یا ناخواسته به ایجادِ شکاف بین نیرو‌های ضد جمهوریِ اسلامی مبادرت ورزد . درست در همین زمان مقاله‌ای از سو‌ی همتای وی حسینِ شریعت مداری که با ادعای دزدیده شدنِ جنبشِ سبز توسطِ رضا پهلوی سعی‌ در القای مفهومِ مشابهی را به خواننده نموده توجه‌ها را به خود جلب می‌کند .

ولی‌ آن چه در این میان بر هر بینندهِ بی‌ طرفی‌ واضح آشکار خود را مینماید آن است که تلاشِ همزمانِ جناح جمهوری اسلامی در کشور و اپوزیسیونِ انقلابِ اسلامی بنی صدر در خارج از کشور به راستی‌ نزدیکی‌ و همدلی و به نوعی رابطهٔ دوستانه میان این دو را به هم نشان میدهد .

جنابِ بنی صدر در این مقاله و موضع گیریِ شما بر ما آشکار شد که آنچه موردِ خطاب و عتابِ شما بوده نه نظامِ جمهوری اسلامی ، بلکه موردِ خطابِ شما افراد و فعالانِ در اپوزوسیون‌های مخالف جمهوری اسلامی بوده اند .

از شما به عنوانِ شخصی‌ مسول می‌خواهیم که در جهتِ رفع خطاهای گذشته تلاش کنید و سعی‌ بر یاری جمهوری اسلامی در آشفته بازاری که خود بر پا کردید نکنید .

باشد که روزی یکایکِ شما جوابگوی اعمال خود در پیشگاه مردمِ مظلومِ ایران خواهید بود.

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

ارتش سایبری رژیم

به ارتش سایبری آخوندی خوب نگاه کنید!
همینها هستند که در دنیای مجازی مشغول به نفاق انداختن ، دشنام دادن به همه مبارزین و تلاش برای رخنه در میان ما هستند . به هوش باشیم.

۱۳۹۰ دی ۱۳, سه‌شنبه

امروز اتحاد ، فردا آزادی

هر کدام از ما به نوعی مهر مامِ وطن را بر دل‌ داریم . هر کدام از ما به نوعی به تحقق آزادی کشور از ظلم و جهل و دیکتاتوری  دینی دل‌ بسته و به امیدِ آن زنده ایم . شکی نیست که هیچ کجا وطنِ ما نیست . وطنی که کنون برای مردان و زنانِ غیورش با همهٔ زیبایی‌ و ثروتِ آن  ، زندانیست به بزرگی‌ ایران .
ولی‌ ما تا کنون چه کردیم ؟؟  روزها ، ماه‌ها و  سالها را از دست دادیم و با همهٔ تلاش به آزادی نرسیدیم.
دیگر فرصتِ چندانی به جای  نمانده ، کشور ما بارِ دیگر  در خطر جنگ است و جمهوریِ اسلامی کمترین دغدغه‌ای را برای امنیتِ   خاکِ ایران و جان و مالِ مردمانش ندارد و البته ثباتِ این حکومت تثبیت شده است در سناریویی به نامِ جنگ و بحران . پس جای لحظه‌ای تامل نیست که گنجِ ما در کام  هیولایست نا بکار که آن را طعمه‌ای می‌داند برای نجاتِ خود  تا حتی به بهای  نابودیِ آن جان کثیفش را چند روزی بیشتر زنده نگاه دارد .
سرزمین ستودنی ما  سال‌هاست که در دستِ دیوان اسیر است  . کنون وقتِ آن رسیده  تا از گذشته پند بگیریم و دستِ یکدیگر را به دوستی‌ و همدلی  بفشاریم .
" بیاید با هم یکی‌ شویم " این گفته شاهزاده رضا پهلویست که دستِ اتحاد به سو‌ی مردمِ ایران و اپوزیسیون‌های مخالفِ جمهوری اسلامی دراز نموده.
سخن و عملی‌ که  منطقی‌ و قابلِ تقدیر برای هر فردِ آزاده و بدونِ تعصبِ حزبیست.
سخنی که به نقلِ خودِ  وی فرا حزبی و فرا مسلکیست . سخن از آغاز است و اینکه چگونه دست‌های تنهای ما در کنارِ هم خیلِ بیشماری خواهد شد که بنیادِ ستم را از جای بر می‌‌افکند.
من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی ، همه برمیخیزند .
من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی ، چه کسی‌ برخیزد .
چه کسی‌ با دشمن بستیزد ، چه کسی‌ پنجه در پنجهٔ آن دشمن دون آمیزد ..
هموطنان ،وقت آن است که اولویت‌ها را در نظر بگیریم ، زمانِ رهاندنِ ایران است . زمانِ نجات است ،
ازچه بیمناکید ؟  از دیکتاتوری بعدی؟ آیا به عقل و شعور مردمِ ایران و خود شک دارید؟
آیا ۳۲ سال دیکتاتوری و حال و روزِ کنونیِ مردم ایران و بارِ سنگینِ تجربه تلخی‌ که بر دوش دارند این اجازه را به سادگی‌ خواهد داد که یک دیکتاتوری جای خود را به بعدی بسپارد؟
مردم ما درد را  دیده اند و ظلم را میشناسند ، و  آنها بیش از هر ملتِ دیگری آرزومند و  مستعدِ دموکراسی هستند  .
 رضا پهلوی مانندِ همه ایرانیان آزاده افقِ پیشِ روی ایران را پس از سرنگونیِ جمهوری اسلامی  در گرو حکومتی قانونمند و مردم سالار برخاسته از  رأی تک تکِ مردم می‌داند . پس بیایید به جایِ این که تمامِ انرژی و نیرویِ خود را صرفِ تضعیفِ همدیگر کنیم از این نیرو برای با هم بودن و شکستِ دشمنِ مشترک بهره بگیریم .
در این میان دوستانی سخن از دیر هنگام بودن و دیر آغاز نمودنِ حرکتِ وی گفته اند .
در اینجا  بخشهایی  از بیشمار اسنادی که در ارتباط با فعالیت و مبارزات رضا پهلوی از سالها پیش برای آزادی ایران موجود می‌باشد  آورده ام  تا دوستان خود ببینند ، بخوانند ، بشنوند و قضاوت کنند.
نکتهٔ قابل تامل و توجه در همهٔ مصاحبه‌ها و پیام‌ها و نوشتارها و فعالیتها تاکید همواره  آنها بر حقوقِ زنان ، زندانیان سیاسی، کارگران  و به طورِ کل حقوق بشر بوده است ،که شاید نقطهٔ عطف آن اعتصابِ غذای ۳ روزه رضا پهلوی در جون سال ۲۰۰۵   به حمایت از زندانیانِ سیاسی بوده است. و امروز با طرحِ شکایت علیه خامنه‌ای به عنوانِ مسبب و بانی اصلی همهٔ جنایت‌های مخفی‌ و آشکار رژیم علیهِ حقوق ملت ایران ،  این حرکت را  معنایی و مفهومی‌ نوین بخشیده  است .    
  
 *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  * 
۱۸ دی‌ ماه  ۱۳۸۳ ؛  بیانیهٔ  رضا پهلوی به مناسبتِ هفتمین دورهٔ مجلسِ شورای اسلامی و حمایت از حرکتِ دانشجویان خواهانِ رفراندوم در کشور.
۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۴ : اعتصابِ غذای ۳ روزه رضا پهلوی به حمایت از زندانیانِ سیاسی که شور و هیجان بسیاری در میانِ ایرانیان خارج و داخل کشور بر پا نمود .شاهزاده در گفتگوی خود با مردم و مطبوعات لزومِ برقراریِ حقوقِ بشر و آزادی یه مطبوعات و تجمعات و حقِ رای را اساسِ اولیه دموکراسی عنوان و از آن دفاع نمودند.
۲۶ شهریور ماه ۱۳۸۴  ؛ مصاحبهٔ  رضا پهلوی با رادیو صدای آمریکا و مقایسه منزلت و وجههٔ کنونی که جمهوریِ اسلامی به عنوان مدافع تروریسم برای ایران ترسیم نموده و  چهرهٔ نیک‌ و منزلتِ بالای ایران قبل از انقلابِ اسلامی و نقشِ موثر و برجسته این کشور در رابطه با حقوقِ بشر و حقوقِ زنان در سطح بین الملل و نگاه جهانیان آن زمان به ایران به  عنوانِ کشوری مترقی و صلح طلب  .
۸ خرداد ماه ۱۳۸۵ ؛ خواستِ  رضا پهلوی از مردمِ ایران : جهت تحقق‌ِ حقوقِ خود به صورتِ گسترده دست به نافرمانیِ مدنی بزنیند و همچنین خواستِ وی از دولت‌های غربی برای کمک به مردمِ ایران جهتِ بر پاییِ دموکراسی در این کشور .
۹ خرداد ماه ۱۳۸۵ ؛ رضا پهلوی از دولتِ بوش خواست تا عمل را پیش پایِ لفاظی گذشته و در برخورد با حکومتِ اسلامی که آنرا سرچشمهٔ بی‌ ثباتی در عرصهٔ بین الملل خواند ، اقدامات عملی‌ را از یاد نبرد . وی در این باره متذکر شد که ایرانیان از آمادگی لازم برای رویارویی با نظام اسلامی برخوردار بوده ، در این راه اما به چیزی بیش از اقداماتِ لفظی سرانِ برجسته جهان از جمله رئیس جمهورِ آمریکا نیازمندند.
۱۷ خرداد ماه ۱۳۸۵ ؛ رضا پهلوی در نشستی که در پارلمانِ فرانسه با  حضور ۴۰ تن‌ از نمایندگان مجلسِ فرانسه برگزار شد حضور و  مسالهٔ هسته‌ای ایران را مورد بحث قرار داد . وی در این نشست  از فرانسه و دیگر کشور‌های غربی خواست تا از نهادینه شدنِ دموکراسی در میهنش پشتیبانی به عمل آورند . در این راستا بارِ دیگر مردمِ ایران را دعوت به نافرمانی مدنی و بدور از خشونت نمود.
۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۵ ؛ مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا ، رضا پهلوی : آلترناتیو برای مملکت کاملا روشن است . ما  یک حکومت استبدادی ، قرونِ وسطایی و مذهبی‌ داریم که همانند هر دیکتاتوری دیگری مردم را سرکوب می‌کند.
هدف جایگزینی چنین حکومتی است با نظامی که بر اساس اصول دموکراسی ، حقوقِ بشر و پلورالیسمِ سیاسی ریخته شده باشد .ما یک دموکراسی پارلمانی نیاز داریم که در آن جدایی دین از حکومت کاملا مشخص باشد قضاوت تاریخی‌ را به مورخان بسپاریم نگاهِ من به آیندهٔ کشور است .
۲ اسفند ماه ۱۳۸۵ ؛ رضا پهلوی : هدف چیست امروز؟ اولویت را باید تشخیص داد ، من کاری به تعلقات ایدولوژیک یا مسلکی یا فکری افراد ندارم . کار به این ندارم که آیا مشروطه خواه هستند یا جمهوری خواه ، چپ هستند یا راست یا میانه هستند. ولی‌ یک سوالی از آنها می‌پرسم ، قبل از هر چیزی به عنوانِ شهروندان مسول آن مملکت اگر چنین مسئولیتی را در خودشان می‌بینند ، آیا اولویت غیر از این هست که ما بتوانیم امروز مملکتمان را از این دورهٔ خطر ناک نجات بدهیم ؟
۶ آذر ماه ۱۳۸۶ ؛  مصاحبه رضا پهلوی با الوطن چاپِ کویت ؛  تلاش می‌کنم تا نظامی دمکراتیک و لاییک بر پا شود و خودِ ملت ایران مسالهٔ بازگشتنم را به قدرت تصمیم خواهد گرفت .
شاهزاده رضا پهلوی مخالفتِ خود را با هر گونه اقدامِ نظامی علیه ایران اعلام کرد.
۲۱ مرداد ماه ۱۳۸۸ ؛  رضا پهلوی در گفتگو با اشپیگل : رسالتی که برای خود قائلم ، با آزادیِ ایران و زمانی‌ که هموطنانم بتوانند رهبری خود را آزادانه انتخاب کنند و یک نظام سیاسی دمکراتیک را به انتخابِ خودشان تعیین نمایند پایان می‌گیرد . از این پس هموطنانم هستند که نقشِ مرا تعیین خواهند کرد . من به آنها در هر مسئولیتی که بخواهند خدمت خواهم کرد .
در انتها  باید یاد آور شد که اسناد موجود بسیار بیش از آنچه در اینجا آورده شده می‌باشد . دوستانی که علاقه مند به مطالعهٔ و غور و  تعمق بیشتر در مطالب میباشند میتوانند با مراجعه به سایت شخصی  رضا پهلوی تمامِ اسنادِ موجود




       
  1. سخنرانی ها
  2. اطلاعیه ها
  3. مصاحبه ها
  4. مقاله ها

را شخصا  مطالعه نمایند .